!!!خیلی چیزا!!!

« یه پایان تلخ، بهتر از تلخی بی پایانه! »

The Other_سخن دختر بچه 9 ساله در مورد شیعه وسنی...(حتما بخونید!)
خیلی باحال و جالبه،حتما بخونید

منبع: http://bonabfun.rzb.ir/


ادامه نداره!دنبال ادامه اش نگردین....




طبقه بندی: The Other،
[ پنجشنبه 24 دی 1394 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

The Other_ کوروش کبیر.....
نمی دونم شما هم اینجوری هستین یا نه!!اما من همیشه یه حس مدیونی نسبت به کورش دارمم و واقعا اونو آدم بزرگی میدونم.                              
                                                                                    

منبع:  http://jokestan00.blogfa.com/


برای خوندن جملات به ادامه ی مطلب مراجعه کنین

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 08:33 ق.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

The Other_آگهی همسریابی!!!!!
                   

ژاپنی ها در جستو جوی همسر آگهی میدهند....!!!


منبع:http://www.irannaz.com/

برای خوندن بقیش به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ چهارشنبه 4 شهریور 1394 ] [ 08:26 ق.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

The Other _ اعتیاد عجیب!!
بعد از یه مدت طولانی ، اینم یه مطلب جالب از اعتیاد به چیزای عجیب و غریب...!!!


برید ادامه لطفا 



http://1ehsas.ir/wp-content/uploads/2014/06/1021.jpg



منبع : وب سایت روزگار نو

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ دوشنبه 14 مهر 1393 ] [ 06:20 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ comments() ]

پیامک(اس ام اس)مناسبتی _ عید فطر
http://mehrbano.ir/wp-content/uploads/2011/08/ramadanWALLPAPER-EDmubarak-TAGVIM.SAMENBLOG.COM1390-1432-2011-4.jpg


درسته یکم دیره اما  در ادامه ی مطلب پیامک تبریک عید سعید فطر

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ سه شنبه 7 مرداد 1393 ] [ 08:40 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ comments() ]

The Other_تیم ملی والیبال ایران





خدا رو شکر بچه ها عالی کار کردن و با اینکه جایگاه چهارم رو بدست آوردین اما در نوع خودش بچه ها رکورد شکوندن تو دومین حضورشون در لیگ جهانی گل کاشتن... دمتون گرم! امیدوارم همیشه سالم و سرحال باشید و خدا یار و یاورتون باشه ،شما که دل ملتی رو شاد کردین دعا میکنم خدا دلتون رو شاد کنه!!


خدایی کیا عاشقانه دوستدار تیم ملی والیبال ایرانن؟؟؟
من یکی به شخصه  به تک تکشون افتخار میکنم . صعودتون به چهار تیم برتر دنیا  واقعا باعث افتخار ماست! واقعا دمتون گرم بچه ها و خسته نباشید که پرچم کشور ایران و دوباره بالا بردین و شدین از بهترین ها        


* اخبار دقیق و به روز از مسابقات لیگ جهانی والیبال را در آدرس زیر
 دنبال کنید(هم حاشیه ای هم کلی):






طبقه بندی: The Other،
[ یکشنبه 1 تیر 1393 ] [ 05:38 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ comments() ]

The Other_ بهترین رمان(گناهکار)
بهترین رمانیه که تا حالا خوندم!
این پیش از ویرایش و واسه همین دقیق تره البته یه قسمتایی هم اضافه داره و یکم فونتش درشت تره!!!واسه همین 1248 صفحه اس!من پیشنهاد میکنم این رو بخونین اگه هنوز ویرایش شده اش رو نخوندین چون هم بهتر متوجه میشین هم خیلی بهتره شاید یکم وقت بیشتری بگیره،اما یه مزه ی دیگه دارهو واقعا ارزشش رو داره !!من خودم رسما عاشق این کتابم!از همینجا به فرشته تبریک میگم بابت این قلم روان و ذهن خلاقش،ممنونتم ! دمت گرم fereshteh 27  

عکس شخصیت های اصلی:





برای دانلود رمان برید ادامه

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ شنبه 17 خرداد 1393 ] [ 04:42 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ comments() ]

The Other_چند مدل لباس مردانه!


سلام! من زیاد اهل تبریک گفتن مناسبتا توی وبلاگ نیستم!اما چون قبلا لباسای تابستونی برای خانوما گذاشته بودمو تصمیم داشتم لباسای مردونه هم بذارم،گفتم با یه تیر دو نشون میزنم که هم تبریک گفته باشم روز پدر و مرد رو که این پست یه هدیه هم به حساب بیاد هم تصمیممو عملی کرده باشم!
خوب برای دیدن بقیه ی عکسا برید ادامه و عیدتونم مبارک!





33586170477792 3741332548670 مدل های جدید لباس اسپرت مردانه




ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ] [ 05:24 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ comments() ]

The Other_ چند تا مدل مانتو تابستونی!
با گرم شدن هوا شاید خیلیا دنبال مدل های مانتو تابستونی بگردن بفرمایید.

منبع:رو عکسا نوشته دیگه!!

مدل مانتو تابستانی,مانتو تابستانه

بقیه ی مدل ها در ادامه

ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ جمعه 19 اردیبهشت 1393 ] [ 05:26 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

The Other _ یه زن اندونزیایی 30 دختر جوان را پس از قتل خورد!!!

برای خوندن به ادامه ی مطلب برید!عکس این خانوم هم هست!!


ادامه مطلب



طبقه بندی: The Other،
[ جمعه 18 بهمن 1392 ] [ 01:05 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

The Other_یه مطلب تامل برانگیز!!
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سراسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده . ل......باس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده!



طبقه بندی: The Other،
[ جمعه 11 بهمن 1392 ] [ 05:02 ب.ظ ] [ Mahsa _M ] [ Comments() ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات